امروز:11 اسفند 1402

چرا ژاپنیها فرهنگ توسعه را پذیرفتند و ایرانیها فرهنگ توسعه را نمیپذیرند؟

سید مرتضی آوینی در یکی از آخرین مقاله های خود ، به راز پذیرش فرهنگ توسعه در ژاپن پرداخته است. این مقاله که تاریخ نگارش آن به آغاز دهه ی هفتاد شمسی برمی گردد، در شرایطی نوشته شد که ژاپن و توسعه یافتگی ژاپن به مثابه یک الگو و مسئله ی اساسی در ایران مطرح بود. کارگزاران جمهوری اسلامی ایران در آن هنگام، ژاپن را همچون چشم اندازی در برابر خود می دیدند و این تمنا در عبارت «ژاپن اسلامی» نمودار بود. این تمنا ــ البته نه به آن شدت ــ کماکان بر باور و اندیشه ی مردم و نخبگان ایرانی سایه انداخته است و مقایسه ی وضع تاریخی ایران با ژاپن، هنوز هم یکی از مسئله های زنده در جامعه ی ایران به حساب می آید.
آوینی در نوشته ی مذکور، با بهره گیری از دیدگاه ماکس وبر در باب «جامعه شناسی تطبیقی ادیان» ـ و البته در ضمن مرزبندی با او در برخی زوایای نظریه اش ـ تلاش داشته تبیین کند که چه ادیان و فرهنگ هایی با توسعه ی سرمایه داری سرسازگاری دارند و چه ادیان و فرهنگ هایی پذیرای فرهنگ توسعه نیستند. بخش اعظم این نوشته به این پرسش پرداخته است که وجود چه مولفه هایی در دین و فرهنگ تاریخی مردم ژاپن موجب شده که مردم این کشور، امکانات لازم برای پذیرش و تسلیم شدن در برابر فرهنگ توسعه ی سرمایه داری را بیابند؛ همچنان که مسیحیت پروتستان چنین بستر و زمینه ای را در اروپا فراهم آورده بود. سپس به این مسئله پرداخته که وجود چه ویژگی هایی در دین اسلام، موجب می شود مسلمانان با توسعه ی سرمایه داری سر ناسازگاری داشته باشند.
بازخوانی این نوشته ، تذکر دوباره ای است بر این که تحقق یا عدم تحقق توسعه در کشورها و اقوام جهان را صرفا نباید در دلایل اقتصادی، مدیریتی یا تکنیک های برنامه ریزی جستجو کرد و ضروری است ریشه ی توسعه یافتگی یا توسعه نیافتگی را در «هویت دینی ، تاریخی» ملت و اقوام، واکاوی نماییم. امروز که سه دهه از نوشته ی آوینی می گذرد، صدای تحولات شرق آسیا با طنین و آهنگ جدی تری شنیده می شود. امروز علاوه بر ژاپن، چین به توسعه ی اقتصادی چشم گیری دست یافته و به عنوان یک قدرت جهانی اقتصاد مطرح شده است و فیلم و موسیقی کره ی جنوبی ـ دیگر کشور توسعه یافته ی شرق آسیا ـ مخاطبانی جهانی دارد . در ادامه ی تاملات آوینی، تفکر و پژوهش در مورد هویت «انسان معاصر چینی» و «انسان معاصر کره ای»، می تواند پرتوی بر برخی زوایای تحولات اخیر کشورهای شرق آسیا بیاندازد. همچنان که گشایش راه آینده و پیشرفت ایران، منوط به طرح پرسش های عمیقی در وزان پرسش آوینی در مورد علل توسعه نیافتگی ایران و درک هویت «انسان معاصر ایرانی» است.

دریافت متن کامل نوشته

درباره نویسنده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *